تبليغاتX
ابوالفضل سلام الله علیه
ابوالفضل سلام الله علیه
مذهبی
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
یا امام حسین علیه السلام

ماه محرم داره از راه میرسه خدایا قسمت کن ما هم کربلایی بشیم

یکشنبه یازدهم آذر 1386
اللهم عجل لولیک الفرج..

هان اي كوه بلند
اي سراپا همه بند
از تو اين تجربه آموخته ام
كه نلرزد دلم از غرش سنگين زمان
وهراسي ندهد راه به دل از طوفان
كاه بودن ننگ است
كوه مي بايد بود

برای همیشه منتظر اقا امام زمان باشیم بلند بگوووووووووو

اللهم عجل لولیک الفرج..


پيشگويى ‏هاى نهج‏ البلاغه درباره حضرت مهدى



 

و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ، مَن تَقدَّمها مَرق، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق، و مَن لَزِمها لَحَق، دليلُها ‏مَكيثُ الكَلام، بَطِى‏ءُ القِيام، سَريعٌ إذا قَام، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم و أَشَرتم إليه بِأَصابِعِكم ‏جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللَّهُ، حتَّى يُطلِعَ اللَّهُ لَكم مَن يَجمَعُكم و يَضُمُّ ‏نَشرَكم، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِلٍ و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى ‏قائِمَتَيْهِ و تَثبُتَ الأُخرَى، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُتا جَمِيعاً.(1)‏
او (يعني: پيامبر) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد. آن كس كه از زير ‏سايه اين پرچم پاى پيش نهد، از شريعت اسلام خارج گردد و آن كس كه از پيروى‏اش سر ‏باز زند، به هلاكت رسد و سرانجام كسى كه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت ‏پيموده.‏‎ ‎
پرچمدار اين پرچم با شكيبايى و آرامش سخن گويد و با كُندى و تأنى در اجراى كارها بپا ‏خيزد؛ امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهايى رسد. پس آنگاه كه سر ‏در گرو فرمانش نهاديد و با سرانگشت به سويش‏اشاره كرديد، دوران ‏او سپرى شده، ‏مرگش فرا رسد.‏‎ ‎
از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضا كند در انتظار به سر بريد. آنگاه خداوند ‏شخصيتى را برانگيزد تا شما را] كه به اختلاف و جدايى گراييده‏ايد] جمع كند و پراكندگى ‏شما را سامان بخشد. پس به كسى (چيزى) كه رو نكرده دل مبنديد و از آن كه رو ‏گردانده نااميد مشويد.(2)‏‎ ‎
آگاه باشيد كه آل ‏محمّد -صلى الله عليه و آله- مانند ستارگان اين گنبد مينا باشند؛ آن ‏هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد.‏‎ ‎
گويى چنان است كه در پرتو آل‏ محمد -صلى الله عليه و آله- نعمتهاى الهى را بر شما ‏فراوان و تمام شده مى‏بينم و آنچه را كه آرزويش را در دل مى‏پرورانديد بدان دست ‏يافته‏ايد.‏‎ ‎

ابن ابى الحديد مى‏نويسد:‏‎ ‎
امام اين خطبه را در سومين جمعه زمامدارى خود ايراد فرمود و ضمن آن به مطالبى ‏پيرامون احوال خود اشاره كرد.‏‎ ‎
وى سپس همچون ديگر شارحان، هدف از بيان اين خطبه را پيشگويى از مهدى و توصيف ‏آن‏ حضرت دانسته، مى‏گويد:‏‎ ‎
شخصى را كه خدا برمى‏انگيزد از اهل‏بيت است و اين سخن اشاره به مهدى آخرالزمان ‏مى‏باشد و در نزد ما (اهل‏تسنن) موجود نيست و از اين پس وجود پيدا خواهد كرد و به ‏عقيده اماميه اكنون موجود مى‏باشد.(3)‏‎ ‎
معناى و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ اين است كه از كسى كه روگردانده نا اميد مشويد؛ و مصداق ‏آن غيبت حضرت مهدى و روگردانى آن‏ حضرت از تصدّى رياست و زعامت ظاهرى است تا ‏هنگام ظهور.‏‎ ‎
ابن ابى الحديد براى فرار از پذيرفتن ولادت آن بزرگوار و غيبتش، به تكاپو افتاده و خواسته ‏وانمود كند لازمه مُدْبِر بودن، موجود بودن است و در صورت وجود نداشتن، تعبير به ادبار و ‏روگردانى غلط است و مفهوم عقلانى ندارد. آنگاه كلمه و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ را چنين معنا ‏مى‏كند كه هرگاه اين مهدى از دنيا رفت و فرزندانش را به جانشينى برگزيد و كار يكى از ‏آنها به اضطراب و ناپايدارى گراييد، مأيوس نشويد و به شكّ نيفتيد و نگوييد شايد ما در ‏پيروى اينان دچار اشتباه شده‏ايم.‏‎ ‎
حال آنكه اعتقاد شيعه مخالف نظر ابن ابي الحديد بوده و معتقد است امام زمان به دنيا ‏آمده و اكنون در غيبت به سر مي‌برد.‏

‏____________ _________ __‏
‏1. خطبه 100‏
‏2. شايد مقصود اين باشد كه به امام حاضر كه به دنيا بى‏توجه است، يا از اصلاح كار ‏شما در شرايط موجود ناتوان است، طمع نورزيد و از امام زمان كه غايب مى‏شود ‏نااميد نگرديد، كه رمز پيروزى و كليد حل مشكلات در دست اوست. چه ممكن ‏است كسى كه روگردانده، يك پايش بلغزد (و پاى ديگرش برقرار ماند) آنگاه پس از ‏مدتى هر دو با هم به جاى خود برگردند (و دين خدا را كه دستخوش حوادث شده ‏ثبات و استقرار بخشد).‏‎ ‎
‏3. شرح نهج‏البلاغه، ج 7، ص 94 و 95.‏‎ ‎

برگرفته از منشورات دبيرخانه دائمي اجلاس حضرت مهدي

پنجشنبه یکم شهریور 1386
یا اباالصالح عجل علی ظهورک

 بسم رب المهدی(عج)

میلاد یگانه امید دل شکستگان حضرت ولی عصر(عج) را به همه شما تبریک میگم

همه عالم یک طرف  یوسف زهرا یک طرف

هر جمعه به جاده آبي نگاه مي كنم و در انتظار

 قاصدکي مي نشينم كه قرار است خبر گامهاي

 تو را براي من بياورد، گامهاي استوار و دستهاي سبزت را.


اگر بيايي، چشمهايم را سنگفرش راهت خواهم كرد.


تو مي آيي و در هر قدم، شاخه اي از عاطفه خواهي كاشت

و قاصدکي را آزاد خواهي كرد.

تو مي آيي و روي هر درخت پر شكوه لانه اي از اميد براي

 كبوتران غريب خواهي ساخت.

تو مي آيي در حالي كه دستهايت پر از گلهاي نرگس است

تو دل سرد يكايك ما را با نواهاي گرمت آفتابي مي کني

 و كعبه عشق را در آنها بنا خواهي كرد.
تو مي آيي و دست نوازش بر سر ميخك هايي

 خواهي كشيد كه باد كمرشان را خم كرده است.

 تو حتي بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهرباني خواهي زد.
تو مي آيي و با آمدنت خون طراوت و زندگي

 در رگهاي صبح جريان پيدا خواهد كرد.
تو مي آيي اي پسر فاطمه، يوسف زهرا يا مهدي.

 به اميد آن روز

 اللهم عجل لوليک الفرج

         چرا بكوي محبت نمي بري ما را                           سبب زچيست نگارا نمي خري ما را

                 كبوتر حرمم ، گوشه قفس مردم                            براي اوج گرفتن بده پَري ما را

 

                خدا كند به دلت مهر اين غلام افتد                        به رنگ سرخ شهادت در آوري ما را

 

                برای کشتن من حاجتی به خنجر نیست                  تو قتل نفس نمودي به دلبري ما را

 

اللهم عجل لوليك الفرج  

مهدی جان !
      گاه گاهی به نگاهی دل مارادریاب          جان به لب امده ازدرد خدا را دریاب
به امیدی به سر کوی تو روی اوردیم          شهریاربه در خویش گدارادریاب
اگر از دولت وصل تو مرا نیست  نصیب        گاه گاهی به نگاهی دل مارادریاب
سنگها میخورم از دست جنون دل خویش       من دیوانه انگشت نما را دریاب