تبليغاتX
ابوالفضل سلام الله علیه
ابوالفضل سلام الله علیه
مذهبی
شنبه چهارم آذر 1385
ميلاد با سعادت امام رضا (ع) بر همه دوستدارانش مبارک

     ولادت باسعادت هشتمین اختر تابناک

                          

  امامت و ولایت  حضرت امام رضا (ع)           

                           

 بر همگان مبارک باد.                                   

            

     

       صلّي الله عليــــــــك يـــــا علي بن مـوســـــي الـــرّضا

              

            

               

             

      نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 

    

 

در بند هواييم يا ضامن آهودر فتنه رهاييم يا ضامن آهو

بي‌تاب و شكيبيم تنها و غريبيمبي‌سقف و سراييم يا ضامن آهو

عرياني پائيز خاموشي‌ پرهيزبي‌برگ و نواييم يا ضامن آهو

سرگشته‌تر از عمر بر‌گشته‌تر از بختجوياي وفاييم يا ضامن آهو

آلوده بدنام فرسوده ايامبا خود به جفاييم يا ضامن آهو

آلوده مبادا فرسوده مبادااينگونه كه ماييم يا ضامن آهو

پوچيم و كم از هيچ هيچيم و كم از پوچجز نام نشاييم يا ضامن آهو

ننگيني ناميم سنگيني ننگيمدر رنج و عناييم يا ضامن آهو

بي رد و نشانيم از ديده نهانيمامواج صداييم يا ضامن آهو

صيد شب و روزيم پابند هنوزيمدر چنگ فناييم يا ضامن آهو

مجبور مخير ابداع مكررتقدير قضاييم يا ضامن آهو

افتاده به عصيان تن داده به كفرانآلوده رداييم يا ضامن آهو

حيران شده رنج توفان زده درددرياي بكاييم يا ضامن آهو

تو گنج نهاني ما رنج عيانيمبنگر به كجاييم يا ضامن آهو

با دامني اندوه خاموش‌تر از كوهفرياد رساييم يا ضامن آهو

با رنج پياپي در معركه ريبي‌قدر و بهاييم يا ضامن آهو

نه طالع مسعود نه بانگ خوش عودزنداني ناييم يا ضامن آهو

در غربت يمگان در محبس شروانزنجير به پاييم يا ضامن آهو

رانده ز نيستان مانده ز ميستانا از تو جداييم يا ضامن آهو

سوداي ضرر ما كالاي هدر مااوقات هباييم يا ضامن آهو

دلخسته و رسته از هر چه گسستهخواهان شماييم يا ضامن آهو

روزي بطلب تا يك شب به تمنانزد تو بياييم يا ضامن آهو

در صحن و سرايت ايوان طلايتبالي بگشاييم يا ضامن آهو

با ما كرم تو ما در حرم توايمن ز بلاييم يا ضامن آهو

 

چشم از تو نگيريم جز تو نپذيريماصرار گداييم يا ضامن آهو

مشتاق زيارت تا جبهه طاعتبر خاك تو ساييم يا ضامن آهو

گوهر چه نبايد گو هر چه ببايددر كوي رضاييم يا ضامن آهو

آيا بپذيري ما را بپذيري؟در خوف و رجاييم يا ضامن آهو

مهر است و اگر قهر شهد است و اگر زهرتسليم شماييم يا ضامن آهو

فريادرسي تو عيسي نفسي تومحتاج شفاييم يا ضامن آهو

هر چند گنهكار هر قدر سيه‌كاربي‌رنگ و رياييم يا ضامن آهو

ما بنده درگاه در پيش تو، امادر عشق خداييم يا ضامن آهو

در رنج و تباهي وقتي تو بخواهيآزاد و رهاييم يا ضامن آهو

اي چشمه خورشيد مهر تو درخشيددر عين بقاييم يا ضامن آهو

ما همسفر شوق فريادگر شوقآواي دراييم يا ضامن آهو

همخانه شبگير همسايه تأثيرپرواز دعاييم يا ضامن آهو

همراز به خورشيد دمساز به ناهيددر شور و نواييم يا ضامن آهو

هم‌صحبت صبحيم هم سوي نسيميمهم دوش صباييم يا ضامن آهو

ما خاك ره تو در بارگه توگوياي ثناييم يا ضامن آهو

سوگند الستيم پيمان نشكستيمدر عهد بلي‌ييم يا ضامن آهو

يار ضعفا تو خود ضامن ما توما اهل خطاييم يا ضامن آهو

هم مسكنت ما هم مرحمت تومسكين غناييم يا ضامن آهو

از فقر سروديم يا فخر نموديمفخر فقراييم يا ضامن آهو

نه نقل فلاطون نه عقل ارسطوجوياي هداييم يا ضامن آهو

هنگامه وهم آن كجراهه فهم اينما اهل ولاييم يا ضامن آهو

از گوهر پاكيم از كوثر صافيمفرزند نياييم يا ضامن آهو

چاووش شب‌رزم سرجوش تب رزمشوق شهداييم يا ضامن آهو

ايمان به تو داريم يونان بگذاريمتشريك زداييم يا ضامن آهو

منشور نشابور سر سلسله نوربا حكمت و راييم يا ضامن آهو

تو راه مجسم گر راه به عالمجز تو بنماييم يا ضامن آهو

تا صور قيامت با شور ندامتشايان جزاييم يا ضامن آهو

حق‌خواهي استاد آگاهي‌مان دادكز تو بسراييم يا ضامن آهو

در صفّه مولا همراه «مصفا»اصحاب صفاييم يا ضامن آهو

اين بخت «سید» است كش سوي تو ميل است

     

     در نور و ضياييم يا ضامن آهو

زين نظم بدايع وين اختر طالعاقبال هماييم يا ضامن آهو

 varias02varias02varias02varias02varias02varias02varias02varias02varias02varias02varias02

گوهر افشان كن زجان اي دل كه مي‌داني چه حاجت

 

مهبط نورالهي روضه پاك رضاست

 

در درياي فتوت گوهر كان كرم

 

آنكه شرح جود آبا كرامش هل آتاست

 

ظلمت و نور جهان عكسي زموي و روي است

 

موي او واليل اذا يغشي و رويش والضحاست

 

قبه گردون ندارد قد خار درگهش

 

يارب اين فردوس اعلي يا مقام كبرياست؟

 

سرمه‌اي از خاك پاي او كشيدست آفتاب

 

موجب اين دانم كه عينش منبع نور و ضياست

 

اوست بعضي از وجود آنكه در معراج قدس

 

گرد بغل مركبش روح الامين را توتياست

 

قبل مي‌گردد روان از بوي خاك در گهش

 

خاك نتوان گفتنش كز روي عزت كيمياست

 

قبه پرنورش از رفعت سپهر ديگريست

 

و اندرو ذات پرانوارش چو مهر اندرشماست